recapture
به همرسانی
/ (ˌ)rē-ˈkap-chər /
verb (T)
دوباره دستگیر کردن (شخص)؛
دوباره گرفتن (حیوان)؛
پس گرفتن (سرزمین)؛
بازپس گرفتن؛
دوباره تسخیر کردن؛
بازیافتن، تجربه کردن (مجازی)(لذت و غیره)؛
بازسازی کردن، باز آفریدن، دوباره خلق کردن (دورانِ گذشته و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآفاردن
\ bâz.'âf.âr.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
آفاردن
بروید به: capture .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
پلیس مردی را که از کلانتری گریخته بود پس از پنج روز تعقیبوگریز بازآفارد (دوباره دستگیر کرد.)
سیاهجامگان شهرِ بغداد را بازآفاردند (دوباره تسخیر کردند) و در جستجوی خلیفه بودند.
همانندِ بسیاری از آدمها، او نیز میخواست دورانِ کودکیِ خود را بازآفارَد (دوباره تجربه کند، دوباره بهچنگ آورد.)
۴.
ثبت مثال
recapture
/ (ˌ)rē-ˈkap-chər /
noun
بازتسخیر، بازاسیرکردن؛
دستگیریِ دوباره، دوباره گرفتن؛
پس گرفتن، تسخیرِ دوباره
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآفارِش
\ bâz.'âf.âr.eš \
اسم
ساختواژه
باز
+
آفار
+
ــِـش
بروید به: capture .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
بازآفارِشِ (دستگیریِ دوبارهٔ) ژاندارک توسطِ سربازانِ انگلیسی آغازی بود بر اعدامِ یک میهنپرستِ فرانسهای.
بازآفارشِ (تسخیرِ دوبارهٔ) تبریز از سوی سپاهیانِ ستارخان، ارتشِ روسیه و مزدورانِ آنها را وادار به عقبنشینی کرد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه