inexperience
به همرسانی
/ ˌi-nik-ˈspir-ē-ən(t)s /
noun
بیتجربگی، خامی، ناپختگی، ناآزمودگی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بیاِسبَرزی
\ .bi.es.barz.i \
اسم
ساختواژه
بیــ
+
اِسبَرز
+
ــی
بروید به: experience .
نکته
نااِسبَرزی
\ nâ.es.barz.i \
اسم
ساختواژه
نا
+
اِسبَرز
+
ــی
بروید به: experience .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
تصادف نتیجهٔ نااِسبرزیِ (بیتجربگیِ ) راننده و سروصدای بیشازحد در آن بود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه