Logo

ineffectually

Spider Icon
/ ˌi-nə-ˈfek-chə(-wə)-lē // -ˈfek-shwə- /
adverb

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

ناداژارمندانه
\ nâ.dâž.âr.mand.ân.e \
قید
ساخت‌واژه
نکته
ناداژارگرانه
\ nâ.dâž.âr.gar.ân.e \
قید
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او ناداژارگرانه (به‌طور بی‌ثمر، نتیجه‌نابخشانه) تلاش کرد در را باز کند.
  • کمیته سال‌ها ناداژارمندانه (به‌طور بی‌اثر، نااثرگذارانه) عمل کرد.
۳.

دیدگاه‌ها