rattle
به همرسانی
/ ˈra-tᵊl /
verb (I)
دقدق کردن، دقدق صدا کردن، تلق و تلوق کردن؛
به صدا درآمدن؛
به هم خوردن؛
rattle
/ ˈra-tᵊl /
verb (T)
درقدرق خوردن به، به تلق و تلوق انداختن، به صدا درآوردن؛
تکان دادن؛
به هم زدن؛
ترساندن (محاوره)؛
به لرزه درآوردن؛
عصبی کردن؛
rattle
/ ˈra-tᵊl /
noun
تلق و تلوق؛
درقدرق؛
جرینگجرینگ؛
جغجغه؛
زنگوله، فلسِ شاخی (مارِ زنگی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه