Logo

implant

Spider Icon
/ im-ˈplant /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آکاردن
\ 'â.kâr.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
آکارینیدن
\ 'â.kâr.in.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • نام و نشانیِ مالکِ سگ را روی ریزتراشه ذخیره کردند و آن را در بدنِ سگ آکاردند (از طریقِ جراحی جاگذاری کردند.)
  • پس از بیهوشی، یک دریچهٔ سه‌لتیِ خوکی در قلبِ بیمار می‌آکارینَند (از طریقِ جراحی جاگذاری می‌کنند.)
۳.

implant

/ ˈim-ˌplant /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آکارین
\ 'â.kâr.in \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • یک آکارینِ (کاشتینهٔ‌) ضدِ بارداری زیرِ پوست بازوهایش کار گذاشتند که تا پنج سال از بارداری پیش‌گیری می‌کرد.
  • دکتر گفت که امکان ندارد بی‌آنکه برشی بر روی پوست ایجاد کنیم یک آکارین (کاشتینه) را در بدنِ شما جاگذاری کنیم.
۳.

دیدگاه‌ها