put sth together
به همرسانی
verb (T)
سرهم کردن، سوار کردن، ساختن (ماشین، قطعات)؛
تدوین کردن (مقاله، کتاب)؛
تهیّه کردن، تدارک دیدن (غذا)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه