بیهوش کردن؛
از صحنه خارج کردن، ناک اوت کردن (رقیب، حریف)؛
به زحمت انداختن، باعثِ دردسرِ... شدن، به دردسر انداختن (محاوره)؛
ناراحت کردن، رنجاندن؛
دستپاچه کردن، گیج کردن؛
بیرون در گذاشتن (گربه و غیره)؛
گذاشتن (زیرسیگاری، آجیل، حوله)؛
کردن، دادن (شکوفه، گُل)؛
زدن (جوانه)؛
تولید کردن، ساختن، بیرون دادن (ماشین و غیره)؛
پخش کردن؛
منتشر کردن؛
خاموش کردن (شمع، سیگار، آتش)؛
دررفتن (شانه، پا، دست)؛
حسابِ ... را بههم زدن، باعثِ غلط از کار درآمدنِ حسابِ ... شدن؛
بیرون دادن، به دیگران سپردن (تعمیرات، کار و غیره)؛
وام دادن، ربح دادن، نزول دادن (پول)