put sb on to/onto sb/sth
به همرسانی
verb (T)
معرفی کردن به، تماس دادن با، در تماس گذاشتن با؛
از مخفیگاهِ ... با خبر کردن، از محلِ اختفای ... مطلع کردن (پلیس)؛
از ... باخبر کردن، به ... معرفی کردن، به ... اطلاع دادن، در جریانِ ... گذاشتن؛
سر به سرِ ... گذاشتن، گول زدن به، کلک زدن به (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه