پوشیدن، تن کردن (لباس و غیره)؛
زدن (کرم، ماتیک)؛
کردن (آرایش)؛
روشن کردن (چراغ، رادیو و غیره)؛
گذاشتن (کتری)؛
کردن، روی ... زدن (ترمز)؛
گرفتن (سرعت)؛
آوردن (فشار)؛
گذاشتن (موسیقی، نوار و غیره)؛
چاق شدن، به وزنِ کسی ... اضافه شدن؛
قد کشیدن؛
اضافه کردن، افزودن بر، تعدادِ ... را زیاد کردن (قطار، واگن، کوپه و غیره)؛
روی صحنه آوردن، اجرا کردن، به معرضِ نمایش گذاشتن (نمایش و غیره)؛
جلو بردن، جلو کشیدن (ساعت و غیره)؛
تظاهر به ... کردن، وانمود کردن که؛
به خود گرفتن (قیافه)؛
رلِ ... را بازی کردن؛
به خود بستن (لهجه)؛
به ... اضافه کردن، افزودن به، روی ... گذاشتن (پول)؛
بستن به، وضع کردن برای (مالیات و غیره)؛
شرط بندی کردن، گذاشتن روی (مبلغ)