put sb off sth/doing sth
به همرسانی
idiom
فکرِ چیزی \ کاری را از سرِ کسی به در کردن، شوقِ چیزی \ کاری را در وجودِ کسی کُشتن، کسی را از چیزی \ کاری دلسرد کردن؛
اشتهای کسی را کور کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه