پیاده کردن (شخص)؛ قرارِ خود را با ... به هم زدن؛ از سرِ خود باز کردن، دستبهسر کردن، سردواندن؛ از خود راندن، ناراحت کردن، از خود منزجر کردن، باعثِ ناخوشایندیِ ... شدن، باعثِ انزجارِ ... شدن؛ از ادامۀ کار منصرف کردن؛ حواسِ ... را پرت کردن، مزاحمِ ... شدن