گماردن، منصوب کردن؛
انتخاب کردن، به قدرت رساندن، سرِ کار آوردن (حزب)؛
توپ زدن را به عهدۀ ... گذاشتن (کریکت)؛
نصب کردن، گذاشتن؛
اضافه کردن، افزودن، یادآورد شدن، متذکّر شدن، گفتن (مطلب)؛
تقاضا کردن، درخواست کردن؛
زدن، خواباندن (ضربه)؛
زدن، گفتن (حرف)؛
کردن (توصیه)؛
صرف کردن (وقت)؛
انجام دادن، به عمل آوردن (کار، تلاش)