فرود آوردن، به زمین نشاندن (هواپیما و غیره)؛
پیاده کردن (شخص)؛
کوچک کردن، تحقیر کردن (محاوره)؛
سرکوفت زدن؛
نوکِ ... را چیدن؛
زمین گذاشتن؛
کنار گذاشتن؛
انبار کردن، تو انبار خواباندن، ذخیره کردن (شراب و غیره)(در بریتانیا)؛
نوشتن، یادداشت کردن، روی کاغذ آوردن؛
سرکوب کردن، متوقف کردن، فروخواباندن؛
خلاص کردن، کشتن (حیوان)؛
در دستورِ کار قرار دادن (مجلس)