Punch
به همرسانی
/ ˈpənch /
noun
عروسکِ پانچ (در خیمهشببازی)
punch
/ ˈpənch /
noun
سوراخکن، دستگاهِ پانچ، منگنه؛
سمبه؛
مُهر
punch
/ ˈpənch /
verb (T)
سوراخ کردن، پانچ کردن؛
ایجاد کردن، کردن (سوراخ)
punch
/ ˈpənch /
noun
پانچ (نوعی مشروب که از مخلوط کردنِ شراب یا عرق با ادویه، شکر و غیره درست میکنند)
punch
/ ˈpənch /
verb (T)
مشت زدن به؛
راندن، بردن (گله)(در آمریکا)
punch
/ ˈpənch /
noun
مشت؛
ضربۀ مشت؛
قدرت، تأثیر، نفوذ (مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه