pump sth into sth/sb
به همرسانی
verb (T)
سرمایهگذاری کردن در (پول)؛
بر سرِ… گذاشتن، در راهِ … صرف کردن (نیرو، تلاش)؛
در مغزِ … فروکردن، حقنه کردن به (اطلاعات و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه