کشیدن (ارابه، واگن، پرده، دست و غیره)؛
کندن، کشیدن، درآوردن (چوبپنبه، دندان و غیره)؛
شکمِ ... را خالی کردن، پاک کردن (مرغ و غیره)؛
با پارو راندن (قایق)؛
زدن (کلید، زنگ)؛
کشیدن (ماشه، اهرم)؛
جلب کردن (دختر، پسر)(عامیانه، به لحاظِ جنسی)؛
تمام کردن (دزدی، جنایت)(عامیانه)؛
کارِ ... را یکسره کردن، ترتیبِ ... را دادن؛
زدن (بانک)؛
زدن، سوار کردن (کلک)؛
دهنه را دندان زدن، دهنه را جویدن (اسب)؛
به طرفی کشیدن (اتومبیل)؛
کنار کشیدن؛
جلوی ... را گرفتن، دهنۀ ... را کشیدن (اسب)(در مسابقه)؛
پس کشیدن (ضربه)(مشتزنی)؛
چپ زدن (توپ)(کریکت، گلف)