break the ice
به همرسانی
idiom
سرِ صحبت را باز کردن، درِ آشنایی را باز کردن؛
خودمانی شدن، رودربایستی را کنار گذاشتن؛
قدمِ اول را برداشتن، طلسم را شکستن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه