hydration
به همرسانی
/ hī-ˈdrā-shən /
noun
هیدراتاسیون، هیدراته کردن، ترکیب با آب؛
آبدهی؛
جذبِ آب
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آبیرِش
\ 'âb.ir.eš \
اسم
ساختواژه
آبی
ر
+ ــِـ
ش
بروید به: hydrate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
آبیرشِ (آبدارکردنِ ) دیاسیدِ کربن به تولیدِ اسید کربنیک میانجامد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه