Logo

hydrate

Spider Icon
/ ˈhī-ˌdrāt /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آبیر
\ âb.ir \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • برای کاستن از دشواری‌های تشکیلِ آبیرِ (مولکولِ هیدراتهٔ) این گاز باید از روش‌های دیگری بهره جست.
۲.

hydrate

/ ˈhī-ˌdrāt /
verb (T)

hydrate

/ ˈhī-ˌdrāt /
verb (I)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آبِشتن
\ 'âb.eš.t.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
آبیردن
\ 'âb.ir.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او وقتی ورزش می‌کند یک بطری آب کنارِ خود دارد و دائم خود را می‌آبیرَد ( به بدنِ خود آب می‌رساند.)
  • او برای آن‌که مطمئن شود حلزون‌هایش کاملاً آبِشته می‌شوند (نیازِ آبی‌شان برآورده می‌شود) آن‌ها را در میانِ پنبه‌های خیس نگه‌می‌دارد.
  • وقتی جنین آبِشته می‌شود (هیدراته می‌شود،) میزانِ فسفریلاسیونِ پروتئین در آن کاهش می‌یابد.
۴.
hydrate — تصویر 1

دیدگاه‌ها