hum
به همرسانی
/ ˈhəm /
verb (I)
وِزوِز کردنِ حشره؛
زمزمه کردنِ شخص؛
صدا کردنِ هواپیما، موتور و غیره؛
در حالِ کار بودن، در حالِ فعالیت بودن، کار کردن (محاوره)؛
بو گرفتن، بوی گند گرفتن (عامیانه)؛
منّ و منّ کردن (محاوره)
hum
/ ˈhəm /
verb (T)
زمزمه کردن و زیرِ لب خواندنِ آهنگ
hum
/ ˈhəm /
noun
وِزوِز؛
صدا؛
زمزمه؛
بوی گند، بوی بد (عامیانه)
hum
/ ˈhəm /
interjection
هوم
دیدگاهها
ثبت دیدگاه