draw in one's horns
به همرسانی
idiom
عقب کشیدن، دستوپای خود را جمع کردن، ماستها را کیسه کردن، غلاف کردن؛
علاقهٔ کمتری نشان دادن، اشتیاقِ کمتری نشان دادن؛
کمتر خرج کردن، توقعِ خود را کم کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه