hook
به همرسانی
/ ˈhu̇k /
noun
قلاب؛
داس، دسقاله؛
هوک (مشتزنی)؛
ضربهٔ پیچ (گلف، کریکت)
hook
/ ˈhu̇k /
verb (T)
قلاب کردن، به قلاب گیر دادن؛
آویزان کردنِ لباس و غیره؛
با قزن بستن (خیاطی)؛
تور کردن و به تور زدنِ مرد یا شوهر (مجازی)؛
به شکلِ قلاب درآوردن، قلاب کردن؛
هوک زدن به (مشتزنی)؛
پیچ زدن (گلف)
hook
/ ˈhu̇k /
verb (I)
قلاب شدن، به قلاب گیر دادن؛
قزن خوردن، با قزن بسته شدن (خیاطی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه