prospect
به همرسانی
/ ˈprä-ˌspekt /
noun
منظره، چشمانداز، دورنما؛
تصوّر، فکر؛
آینده، چشمانداز، دورنما (مجازی، در جمع، prospects)؛
امید، انتظار، جای امیدواری، چشمداشت؛
کاندیدا، نامزد، امید (برای ازدواج، تیم و غیره)؛
مشتری، طالب، خواهان (برای فروشنده)
prospect
/ ˈprä-ˌspekt /
verb (I)
دست به اکتشاف زدن، کاوش کردن (به دنبالِ طلا، نفت و غیره)
prospect
/ ˈprä-ˌspekt /
verb (T)
دست به اکتشاف در ... زدن، کاوش کردن، جستجو کردن (زمین، ناحیه)(به دنبالِ طلا، نفت و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه