prop
به همرسانی
/ ˈpräp /
noun
شمع، تیرک، دیرک، پایه، ستون، دوشاخه (معماری)؛
پشتی، تکیه (بچّه، بیمار و غیره)؛
حامی، تکیهگاه، پشتیبان، نگهبان، پشت و پناه، کمک، پشتوانه، عصای دست (مجازی)؛
مهاجمِ خطِ جلو (در راگبی)
prop
/ ˈpräp /
verb (T)
شمع زدن زیرِ، پایه زدن زیرِ؛
نگه داشتن با
prop
/ ˈpräp /
abbreviation
کوتاه شدۀ property
اثاثیۀ صحنه (محاوره، تئاتر، سینما)
prop
/ ˈpräp /
abbreviation
کوتاه شدۀ propeller
پروانه (کشتی)(محاوره)؛
ملخ (هواپیما)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه