proof
به همرسانی
/ ˈprüf /
noun
شاهد، دلیل، مدرک، مستند؛
اثبات؛
آزمون، آزمایش، امتحان؛
درجۀ خلوص (در مشروباتِ الکلی)؛
نمونه، نمونۀ چاپخانه (چاپ)؛
نمونۀ عکس، کنتاکت؛
برهان، اثبات (ریاضی)
proof
/ ˈprüf /
adjective
حافظ، محافظ، نگاهبان؛
مقاوم؛
مقاوم در برابرِ، ضدِّ، - ناپذیر (در ترکیب)
(رسمی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه