hold sth out
به همرسانی
verb (T)
دراز کردن، جلو آوردن، پیش آوردن (دست و غیره)؛
طرح کردن، عرضه کردن؛
پروراندن و داشتنِ امید
hold sth out
verb (I)
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت کردن؛
دوام آوردن و تکافو کردنِ آذوقه و غیره؛
ادرارِ خود را نگه داشتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه