prompt
به همرسانی
/ ˈpräm(p)t /
adjective
فوری، سریع؛
بهموقع؛
حاضر، حاضر و آماده، زرنگ (شخص)
prompt
/ ˈpräm(p)t /
adverb
دقیقاً، درست
prompt
/ ˈpräm(p)t /
verb (T)
وادار کردن، مجبور کردن؛
موجب شدن که، باعث شدن که؛
کمک کردن به (سخنران)؛
رساندن به، متن رساندن به (بازیگر)(تئاتر)
prompt
/ ˈpräm(p)t /
verb (I)
سوفلوری کردن (تئاتر)
prompt
/ ˈpräm(p)t /
noun
کمک (سخنران)؛
سوفلوری، متنرسانی (تئاتر)؛
سوفلور، متنرسان (تئاتر)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه