گرفتن؛
نگه داشتن؛
نگه داشتن، کنترل کردن؛
مانعِ ... شدن، جلوی ... را گرفتن؛
بازداشتن؛
وزنِ ... را تحمل کردن \ تاب آوردن، نگه داشتن، تحمل کردن؛
گنجایشِ ... را داشتن، جای ... را داشتن، در خود جا دادن؛
جلبِ توجه کردن؛
توجهِ ... را جلب کردن (شخص)؛
اعتقاد داشتن، فکر کردن، تصور کردن که؛
دانستن، به حساب آوردن، شمردن، قلمداد کردن؛
دفاع کردن از؛
حفظ کردن؛
صاحبِ ... بودن، مالکِ ... بودن، داشتن؛
به دست آوردن یا اشغال کردنِ مقام و غیره؛
کسب کردنِ رکورد؛
تصرّف کردن، متصرّف شدن، گرفتن (نظامی)؛
برگزار کردن، برپا کردن، منعقد (جلسه، امتحان و غیره)؛
عقب انداختن، به تعویق انداختن، نگه داشتن، متوقف کردن، جلوی ... را گرفتن