hiss
به همرسانی
/ ˈhis /
verb (I)
فشفش کردنِ مار؛
فش کردن، فش کشیدن، سوت کشیدن (بخار، گاز)؛
جلز و ولز کردنِ گوشت؛
جِلز کردن، جیز کردن (ظرف)؛
زیرِ لب غریدنِ شخص
hiss
/ ˈhis /
verb (T)
سوت کشیدن برای بازیگر و نمایش
hiss
/ ˈhis /
noun
فشفش؛
فس، سوت؛
جِلز و ولز، جِلز، جیز
دیدگاهها
ثبت دیدگاه