hierarchy
به همرسانی
/ ˈhī-(ə-)ˌrär-kē // ˈhi(-ə)r-ˌär- /
noun
سلسلهمراتب، پایگان؛
طبقات، مراتب، مدارج، درجات؛
طبقه، مرتبه؛
سلسله، رشته؛
مقامات، هیئتِ حاکم، گروهِ رهبریکننده؛
مقاماتِ کلیسا، نظامِ کلیسا؛
دستگاهِ روحانیت، مقاماتِ مذهبی
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفراژه
\ af.râž.e \
اسم
ساختواژه
اَفراژ
+
ــِـه
بروید به: hierarchize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
زیستشناسی جانداران را بر اساسِ اَفراژهٔ (پایگانِ ، سلسلهمراتبِ) آنها به دامنه، فرمانرو، شاخه، رده، راسته، خانواده، سرده و گونه تقسیم میکند.
در یک اَفراژه (پایگان ، سلسلهمراتب) از بالا به پایین شمارِ عضوها زیاد میشود، ولی توانِ اثرگذاریِ عضوها کم میشود.
بیشترِ دینداران باور دارند که همهٔ آدمها، نه فقط اَفراژهٔ روحانیت (سلسلهمراتبِ روحانیت،) میتوانند با خدا پیوند برقرار کنند.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه