hierarchic
به همرسانی
/ ˌhī-(ə-)ˈrär-kik // hir-ˈär- /
adjective
سلسلهمراتبی، پایگانی؛
طبقهبندیشده، درجهبندیشده، مرتب؛
طبقاتی؛
صاحبجاه، صاحبمقام
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اَفراژهای
\ af.râž.e.i \
صفت
ساختواژه
اَفراژ
+
ــِـه
+
ــای
بروید به: hierarchize .
نکته
اَفراژی
\ af.râž.i \
صفت
ساختواژه
اَفراژ
+
ــی
بروید به: hierarchize .
نکته
اَفراژین
\ af.râž.in \
صفت
ساختواژه
اَفراژ
+
ــین
بروید به: hierarchize .
نکته
اَفراژا
\ af.râž.â \
صفت
ساختواژه
اَفراژ
+
ــا
بروید به: hierarchize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
ارتش و سپاه یک تقسیم بندیِ افراژهای (پایگانی، سلسلهمراتبی) و فرمانبنیاد دارند.
پژوهش در دانشگاههای آلمان در سایهٔ یک الگوی افراژین (پایگانی ، سلسلهمراتبی) هم بالندگی داشته و هم آسیبپذیر بوده است.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه