probing
به همرسانی
adjective
مربوط به معاینه (وسیله)؛
مربوط به جست و جو؛
بازجویانه، معنیدار(سؤال، بررسی)؛
پرسنده (نگاه)؛
بیامان، نفسگیر (بازجویی)
probing
noun
معاینه (پزشکی و غیره)؛
جست و جو؛
سؤالات؛
تحقیقات، بررسیها
دیدگاهها
ثبت دیدگاه