herald
به همرسانی
/ ˈher-əld // ˈhe-rəld /
noun
جارچی، مُنادی؛
پیک، قاصد؛
چاوش؛
مُنادی، پیک، پیامآور (شخص، چیز)؛
مبشر؛
پیشرو، طلایهدار؛
ناظرِ انساب، رئیسِ دیوانِ انساب (در انگلستان)
herald
/ ˈher-əld // ˈhe-rəld /
verb (T)
خبر دادن از، حاکی از ... بودن، مُنادیِ ... بودن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه