hem
به همرسانی
/ ˈhem /
noun
لبه، حاشیه؛
تو؛
(پارچه، لباس)
hem
/ ˈhem /
verb (T)
لبهٔ ... را تو گذاشتن (خیاطی)
hem
/ ˈhem /
interjection
اهوم، هوم (بیانگرِ شک)؛
اِهنّ (برای جلبِ توجه)
hem
/ ˈhem /
verb (T)
اهوم کردن، هوم کردن، اِهنّ کردن؛
مِنّ و مِنّ کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه