prick
به همرسانی
/ ˈprik /
noun
سوراخ؛
جای سوزن؛
دردِ سوزن، سوزش؛
کیر (عامیانه)؛
آدمِ گه، خر، کثافت (عامیانه)
prick
/ ˈprik /
verb (T)
سوراخ کردن، سوراخ ایجاد کردن در، سوراخسوراخ کردن (با سوزن)؛
ترکاندن (بادکنک)؛
زخم کردن، زخمی کردن، مجروح کردن؛
فرورفتن در؛
آزردن، آزار دادن، عذاب دادن (مجازی)؛
درد آوردن، سوزاندن
prick
/ ˈprik /
verb (I)
سوزنسوزن شدن؛
سوختن، تیر کشیدن؛
خاریدن، درد کردن (گلو)؛
فرورفتن، خلیدن (سوزن)؛
ناراحت بودن، عذاب کشیدن (وجدان)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه