have to
به همرسانی
auxiliary verb
مجبور بودن، ناگزیر بودن، بایستن (بیانگرِ اجبار و ضرورت)؛
بهتر بودن که، بد نبودن که، خوب بودن که (بیانگرِ توصیه)؛
به ناچار، ناگزیر، حتماً، منطقاً (بیانگرِ نتیجهٔ منطقی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه