have sb / sth on
به همرسانی
verb (T)
کلک زدن به، کلاه سرِ ... گذاشتن، رنگ کردن؛
سربهسرِ ... گذاشتن، منتر کردن، سرِ کار گذاشتن؛
(محاوره)؛
به تن داشتن، تنِ کسی بودن؛
داشتنِ کار، گرفتاری و غیره؛
روشن گذاشتنِ رادیو و تلویزیون؛
همراه داشتن، همراهِ کسی بودن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه