presuppose
به همرسانی
/ ˌprē-sə-ˈpōz /
verb (T)
مسلّم فرض کردن، مسلّم گرفتن، بدیهی فرض کردن؛
مقتضیِ ... بودن، مستلزمِ ... بودن، اقتضا کردن، پیشانگاری کردن، متضمنِ ... بودن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه