داشتن، دارای ... بودن؛
خوردن یا میل کردنغ غذا و غیره؛
نوشیدن یا آشامیدنِ مایعات؛
کشیدنِ سیگار؛
به دست آوردن، گیر آوردن؛
دریافت کردنِ نامه و غیره؛
پذیرایی کردن از مهمان؛
گذراندن یا داشتنِ تعطیلات و غیره؛
خوابیدن با (عامیانه)؛
خواستن، دوست داشتن، کسی دلش خواستن؛
اجازه دادن، تحمل کردن؛
گول زدن، کلک زدن به، کلاه سرِ ... گذاشتن (محاوره)؛
شکست دادن، بردن از (محاوره)؛
گفتن که، اظهارِ نظر کردن که، معتقد بودن که، آوردن که، بر آن بودن که؛
گرفتن؛
زاییدن یا به دنیا آوردنِ بچه؛
نگه داشتن، مراقبت کردن از