مرتب رفتن به، دائماً سر زدن به، اغلب دیدن کردن از؛
رفت و آمد کردن به (در موردِ ارواح، جنّ و غیره)؛
مرتب پیشِ چشمِ ... ظاهر شدن (در موردِ ارواح، جنّ و غیره)؛
مرتب به یادِ ... آمدن، دست از سرِ ... برنداشتن، دائماً فکرِ ... را به خود مشغول کردن، اذیت کردن، آزار دادن، ناراحت کردن (در موردِ خاطرهٔ بد، فکر)