preserve
به همرسانی
/ pri-ˈzərv /
verb (T)
محافظت کردن از، حفاظت کردن از، نگهداری کردن از؛
حفظ کردن، محفوظ نگه داشتن؛
کنسرو کردن (غذا، میوه، سبزی و غیره)؛
خشک کردن؛
فریز کردن؛
قورمه کردن (گوشت)؛
نمکسود کردن (ماهی)؛
دودی کردن؛
قرق کردن (شکارگاه، رودخانه و غیره)؛
preserve
/ pri-ˈzərv /
noun
کنسرو؛
میوۀ نگهداریشده؛
غذای نگهداریشده؛
مربا؛
قرق (شکار)؛
منطقۀ حفاظتشده؛
حقِ مسلّم، ملکِ طلق
دیدگاهها
ثبت دیدگاه