practiced
به همرسانی
/ ˈprak-təst /
adjective
کارآزموده، کاردیده، ماهر، مجرب، ورزیده، باتجربه؛
ورزیده (چشم، گوش)؛
ماهرانه (حرکت، اجرا)؛
ساختگی، تصنعی (رفتار)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه