practice
به همرسانی
/ 'prak-təs /
noun
عمل؛
تمرین، مشق؛
تکرار؛
تمرینی (صفتگونه)؛
تجربه؛
کارِ معمول، عادت، روالِ معمول؛
رسم، عرف؛
طبابت؛
مطب؛
وکالت؛
دارالوکاله، دفترِ وکالت
practice
/ ˈprak-təs /
verb (I)
تمرین کردن، مشق کردن؛
طبابت کردن؛
وکالت کردن؛
به شعائرِ دینی عمل کردن، تکالیفِ مذهبی را بجا آوردن
practice
/ ˈprak-təs /
verb (T)
تمرین کردن، مشقِ … کردن؛
تکرار کردن؛
خود را به… عادت دادن، پیشه کردن، در پیش گرفتن؛
اشتغال داشتن به؛
عمل کردن به، به کار بستن؛
به کار گرفتن، به کار بردن (روش)؛
به شعائرِ … عمل کردن (دین)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه