hang sth / sb up
به همرسانی
verb (I)
تلفن را قطع کردن، گوشی را گذاشتن
hang sth / sb up
verb (T)
آویزان کردنِ لباس و غیره؛
گذاشتنِ گوشیِ تلفن؛
با تأخیر انداختن، نگه داشتن، معطل کردن (محاوره)؛
معوق گذاشتن (محاوره)؛
کند کردن (محاوره)؛
دچارِ ناراحتیِ روحی کردن، اعصابِ ... را به هم ریختن (محاوره)؛
بوسیدن و کنار گذاشتن، به کلی ترک کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه