hang on sth
به همرسانی
verb (I)
آویزان شدن \ ماندن؛
محکم چسبیدن؛
طاقت آوردن، تحمل کردن، مقاومت کردن، ایستادگی کردن؛
صبر کردن، منتظر ماندن
hang on sth
verb (T)
چسبیدن به، آویزان شدن از؛
بستگی داشتن به، منوط بودن به
دیدگاهها
ثبت دیدگاه