hang
به همرسانی
/ ˈhaŋ /
noun
بندینک، حلقه (دامن، کت و غیره)؛
نحوهٔ آویختن، نحوهٔ آویزان بودن؛
اُفت (لباس، پارچه)
hang
/ ˈhaŋ /
verb (T)
آویزان کردن، آویختن؛
به دیوار زدنِ تابلو؛
به نمایش گذاشتنِ تابلو؛
چسباندنِ کاغذ دیواری؛
نصب کردن یا کار گذاشتنِ در و غیره؛
تزیین کردن، آرایش کردن؛
آونگ کردنِ گوشتِ شکار و غیره
hang
/ ˈhaŋ /
verb (I)
آویزان شدن؛
آویزان بودن؛
معلق بودن؛
سنگینی کردن
hang
/ ˈhaŋ /
verb (I)
به دار آویخته شدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه