دست زدن به؛
در دست گرفتن؛
برداشتن؛
اداره کردن، کنترل کردن؛
بردن (اتومبیل، کشتی)؛
آموزش دادنِ افراد؛
تربیت کردنِ حیوان؛
راه انداختن، پذیرفتن (مسافر، کشتی)؛
استفاده کردن از، کار کردن با، بهکار بردن؛
زدنِ ساز؛
پرداختن به، رسیدن به، رسیدگی کردن به (رسمی)؛
رفتار کردن با؛
برخورد کردن با؛
خریدوفروش کردن، معامله کردن، فروختن، تو کارِ ... بودن، داشتن (کالا)