دست؛
پای میمون؛
شاخکِ خرچنگ؛
اختیار (در جمع)؛
مسئولیت (در جمع)؛
تملک (در جمع)؛
دخالت؛
شرکت؛
سهم؛
توانایی، مهارت، استادی؛
کارگر؛
خدمه، افراد (دریانوردی، در جمع)؛
نوبتِ بازی؛
عقربه، عقربک (ساعت و غیره)؛
طرف، سمت،. سوی، جانب؛
خط، دستخط؛
امضا (رسمی)؛
دست، دور (ورقبازی)؛
بازیکن، پا (بازیِ ورق)؛
پهنای دست (واحدِ اندازهگیری برابر با ۱۰/۱۶ سانتیمتر)؛
دست زدن، کف زدن (محاوره)