hammer sth out
به همرسانی
verb (T)
چکشکاری کردن یا شکل دادن به فلز؛
به زحمت تهیه کردنِ طرح؛
به زحمت تنظیم کردنِ قرارداد؛
با تلاشِ زیاد رفع کردنِ مشکلات؛
با زحمتِ زیاد ساختنِ آهنگ؛
با تلاشِ فراوان گفتنِ شعر
دیدگاهها
ثبت دیدگاه