hammer
به همرسانی
/ ˈha-mər /
noun
چکش؛
پتک؛
قندشکن؛
کوبه؛
چکش (موسیقی)؛
چخماق، چکش (تفنگ)؛
استخوانِ چکشی (کالبدشناسی)
hammer
/ ˈha-mər /
verb (T)
با چکش زدن، چکش زدن به؛
چکشکاری کردن؛
به شدت خوردن به، کوبیدن به (باران و غیره)؛
شکست دادن، پشتِ ... را به خاک رساندن، پوزهٔ ... را به خاک مالیدن (محاوره)؛
سخت انتقاد کردن از، کوبیدن، سخت تاختن به (محاوره)
hammer
/ ˈha-mər /
verb (I)
با چکش زدن، چکشکاری کردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه